خدانگهدار
سلام
امیدوارم حال همتون خوبِ خوب باشه ![]()
این آپم یه کم زیادی طولانیه... اما لطفا بخونینش
....
اول از همه از اینکه کامنتای قبلی رو جواب ندادم واقعا معذرت میخوام ![]()
اگر تا قبل رفتنم برسم حتما جواب میدم اما اگر نرسیدم هم...واقعا شرمندتون میشم ![]()
![]()
![]()
این وب رو ساختم تا یه خونه داشته باشم که
هر موقع کم میارم از دلتنگیام بنویسم
هر موقع دلتنگ میشم از خستگیام بنویسم
هر موقع خسته میشم از تنهاییام بنویسم
بنویسم از تمام دل خستگیهام...
میخواستم اینجا فقط نوشته های خودم رو بذارم...
اما به خاطر دوتا اشتباه کوچولو نتونستم اون آرامشی که میخوام رو اینجا برای خودم و شما دوستای گلم به وجود بیارم... ![]()
حالا دیگه اون آرامش رو ندارم که هیچ
اینجا رو برام کردن عین یه کابوس
کابوسی که توش توی یه مرداب غرقم
مردابی که هرچی بیشتر دست و پا میزنم تا خودم رو نجات بدم بیشتر توش فرو میرم.....
از قدیم گفتن هر اومدنی یه رفتنی هم داره
اینکه میخواستم آرامش داشته باشم شد دلیل اومدنم و
به دست آوردن یه دنیا دغدغه و... شده دلیل رفتنم.......
آره... درست متوجه شدین
میخوام خداحافظی کنم و برای همیشه برم...
اما قبلش میخوام جواب چندتا سوال رو که خیلیا ازم پرسیدن رو بگم.........
هربار که یکی از شما دوستای گلم ازم خواست که لینکم کنه
خیلی تاکید داشتم که حتما ۳نقطه ای که اسم وبلاگم داره رو حتما برای لینک بذارین...
تقریبا ۹۰٪ هم ازم پرسیدین که دلیل این همه اصرار و تاکیدم برای گذاشتن اون ۳نقطه چیه....
خیلیاتون ازم خواستین که قالب وب رو تغییر بدم و از یه قالب که رنگ زمینه اش روشنتر باشه و اینقدر دلگیر نباشه استفاده کنم
اما هیچوقت نتونستم این کار و انجام بدم و خیلیا ازم دلیل این همه اصرارم روی این قالب رو پرسیدن....
همونطوری که اون اوایل توی یکی از آپ هام سربسته بهش اشاره کردم
از ۳ - ۴ سالگی تنها بودم
توی شلوغی و تنها....
هر کدوم از شما اگر براتون مشکلی پیش بیاد پدر مادر برادر خواهری دارین که ازش کمک بخواین
مشکلات زیادی داشتم اما همیشه فقط من بودم که باید در برابر این مشکلات میایستادم
شما دوستی داشتین که حداقل بتونین براش دردودل کنین
اما یه بخشی از مشکلات من مربوط به بعضی دوستا بود که منو خواهرشون میدونستن اما....
به معنای واقعی تنها بودم
اما یه نفر همیشه و همه جا پشتیبانم بود
هرجا که خسته میشدم برام یه پناهگاه بود که توی آغوشش گریه کنم و از خستگیام بگم
هرجا که حس میکردم دیگه راهی نمونده. میشد سوی چشمای نابینای من و راهو نشونم میداد
هرجا که توانم برای پیش رفتن تموم میشد. میشد توان پاهای ناتوانم و منو به جلو میبرد
هرجا که کم میاوردم دست نوازش روی سرم میکشید و اینقدر توی گوشم از روزای خوب میگفت که جون دوباره ای میگرفتم و ......
شماها به من بگین
از خدا عاشقتر دیدین تا حالا؟؟؟؟؟؟....
میخواستم اسم این خونه رو بذارم:
"" تنهاترین تنها منم ""
اما دیدم خیلی بی معرفتیه که این عاشق رو نادیده بگیرم و بگم تنهای تنهام...
خیلی دنبال یه اسم گشتم که بتونه حضورش رو برسونه
اما هیچ اسمی نتونست بزرگی این عاشق رو در خودش بگنجونه ![]()
تا اینکه اسم این خونه شد همین که دیدین
"" تنهاترین تنها منم... ""
اون ۳نقطه ای که همیشه اصرار به بودنش داشتم همون نشونه حضور همیشگیه "" خدا "" بود.......
برای انتخاب قالب دنبال چیزی بودم که زمینه اش همرنگ دل سوخته ام باشه
که رسیدم به این قالب....
قالبی که رنگ زمینه اش قهوه ای سوخته بود
و از طرفی قالبی که نشون بده این دل از بس زجر کشیده دیگه مرده
خیلیاتون ازم خواستین اگر رنگ زمینه ی تیره میخوام حداقل عکس اون گل حلقاویزشده رو بندازم دور
اون گل که به دار کشیده شده و ازم میخواستین که بندازمش دور نشونه ی دلم بود......
اینجا رو ساختم تا یه سنگ صبور داشته باشم
سنگ صبور خیلیا شدم و این خونه به خاطر همون ۲اشتباه نتونست سنگ صبورم باشه
حالا هم دارم از این خونه کوچ میکنم و میرم یه جای دیگه
یه خونه ی دیگه
خونه ای که توش بتونم از نوشته هام بذارم
نوشته هایی که فقط و فقط حرف دلم هستن......
میدونم دوست و خواهر خوبی براتون نبودم
برای همین میخوام از تک تک شما آجیای نازنین و داداشیای عزیزم و دوستای گلم معذرت خواهی کنم ![]()
![]()
به یکی از دوستای عزیزم گفته بودم که میخوام برای مدتی همه چیز رو بذارم کنار و بعد کم کم برم سراغ هدفهایی که داشتم
و چقدر به این کار تشویقم کرد...
شاید اون دوست اگر میدونست چندتا از چیزایی که میخوام بذارمشون کنار این وب و خودش ( و همینطور آی.دی ای که بعضی از شما دارین ) هستن نه تنها تشویقم نمیکرد به این کار
بلکه مطمئنا مخالفت هم میکرد...
میدونم خودش فهمید که منظورم کیه
الان که اینا رو مینویسم مسافرتی...امیدوارم بهت خوش بگذره...
فقط میتونم ازت معذرت بخوام و دعا کنم که هرجا و با هرکسی که هستی موفق باشی و خوشبخت...............
الان که دارم براتون این آپ رو میذارم دقیقا تا ۵ ساعت دیگه از خونه میزنم بیرون و ۱۰ ۱۲ روز میرم مسافرت
میرم همون شهری که عاشقشم
( اون یه نفر میدونه که منظورم کجاست
)
اونقدر میمونم تا آروم بشم و کم کم برم سراغ هدفهام....
از تمام شما آجیا و داداشیای گلم خداداحافظی میکنم و امیدوارم که به بهترینها برسین
خیلی دوستتون دارم ![]()
به قول یکی از دوستا
مراقب خودتون و خوبیهاتون باشین ![]()
دلم برای همتون تنگ میشه ![]()
یا حق ![]()
![]()


